محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
317
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
از صنهاجه و جزوله و مصامده بيرون آمد و بلاد فازاز و مكناسه و ديگر سرزمينهاى زناته را بگرفت . آنگاه رهسپار لواته شد . لواته در دست بنى يفرن بود . شهر را به جنگ گشود و ويران نمود و خلق كثيرى را در آنجا به قتل آورد . اين واقعه در ماه ربيع الثانى سال 452 ه بود . پس از اين نبرد به اغمات بازگرديد . ابو بكر چند ماه ديگر در اغمات ماند . در اين هنگام مردى از بلاد القبله كه پايگاه آنان در صحرا بود ، بيامد و او را از اختلاف مرابطون در آنجا خبر داد و گفت ميان لمتونه و مسوفه كشمكش درگرفته است . ابو بكر ترسيد كه كار بالا گيرد و قبايل برادر به جان يكديگر افتند . و صحرا سرچشمهء كار و خاستگاه قدرتشان بود . پس چنان مقرر داشت كه نزد قومش بازگردد تا آن شكاف تدارك كند و بار ديگر وحدت كلمه را ميانشان بازگرداند . امور مغرب را به پسر عم خود يوسف بن تاشفين سپرد و براى آنكه زن زيبايش زينب دختر اسحاق النفزاوى را فضاى صحرا آزار ندهد او را طلاق داد و يوسف ابن تاشفين او را به زنى گرفت . ابو بكر يوسف را به قتال قبيلهء مغراوه و بنى يفرن و زناته وصيت كرد . شيوخ مرابطون نيز با اين اختيار موافقت كردند ؛ زيرا از مراتب ديندارى و فضل و شجاعت و سلحشورى و دورانديشى و دادگرى و ورع و استوارى رأى و نفاذ امر او آگاه بودند . « 14 » سپاه مرابطون در اين هنگام به دو بخش تقسيم شده بود . يوسف فرماندهى يك بخش را به دست داشت تا فتح باقى بلاد مغرب را به پايان رساند ، و ابو بكر فرماندهى بخش ديگر را . ابو بكر در ماه ذو القعدهء سال 453 ه / دسامبر 1061 م با سپاه خود از مغرب در حركت آمد . بلاد تادلا و سجلماسه را زير پى سپرد و رهسپار جنوب شده ، به صحرا داخل شد و در آنجا به اصلاح امور پرداخت و اختلافات ميان اقوام را بر طرف ساخت و همه را با هم متحد نمود . سپس قواى تازهاى گردآورد و با سپاهى گران به بلاد سياهان رفت و بسيارى از نواحى آن را تسخير كرد و به مسافت سه ماه راه در اراضى آن پيش رفت . در اين اثنا يوسف بن تاشفين سراسر مغرب را فتح كرده بود و از آنپس ، لشكر مرابطون را كه شمارشان به چهل هزار رسيده بود به چهار بخش تقسيم كرد و چهار تن از تواناترين سرداران خود يعنى سير بن ابى بكر اللمتونى ، محمد بن
--> ( 14 ) . ابن ابى زرع : روض القرطاس ، ص 79 . ابن خلدون : العبر ، ج 6 / ص 184 .